![]() |
![]() |
|
|
اگر که از سر شب ، تاجِ نور را بردید
به خون کشیده خورشید را کجا بردید
شما که شاهرگ روزهای فردا را به زیر تیزترین تیغ ماجرا بردید
برای مارِ سرِ شانه عرصه خالی کرد توانِ معجزه ای را که از عصا بردید
صلیب هم به سرانگشتتان شهادت داد همین که روح خدا را به جلجتا بردید
به روی نیزه درختانِ سر ، جوانه زدند دمی که دست به دامان سنگ ها بردید
سرش بلند نکرد آسمان ، از آن هنگام که ماهِ سرزدگان را به سرسرا بردید
شما که در پسِ تاریخ ، دست خون دارید چگونه نامِ بشر را به ناروا بردید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 0:33 توسط محمدرضاسیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبیات |
| پیوندها |
|
علیرضا آدینه فرزاد سالک نیا احسان هاشمی فرشید جوانبخش علی قربانژاد حامد شکوری کاوه بهزادی علی اسدالهی ونوس رستمی فواد نصير مهران محمدی پریسا سردشتی طاها میرحسینی |
|
RSS
|