![]() |
![]() |
|
|
چشمم ، دچار پنجره ام ، روح بی سرم وقتی درون منظره ات دست می برم خوابم ، عذاب خاطره هایی که نیستی تلفیق بین نیستی و نیست باورم دستی ، که لحظه لحظه به تصویر می کشد هر شب کنار پنجره مرگ مصورم آنقدر زخمی ام ، که دیگر نمانده است جایی برای آمدنِ زخم دیگرم زخمی ورایِ سیطره ی درد بیکسی دردی برای پیکره ی زخم پرورم خورشیدِ چند فرسخِ پشتِ کدام کوه دیگر بسوز هر شبِ دردِ مکررم حرفی بزن سکوت غزل را تمام کن حرفی نداشت آینه ای در برابرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:26 توسط محمدرضاسیف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبیات |
| پیوندها |
|
علیرضا آدینه فرزاد سالک نیا احسان هاشمی فرشید جوانبخش علی قربانژاد حامد شکوری کاوه بهزادی علی اسدالهی ونوس رستمی فواد نصير مهران محمدی پریسا سردشتی طاها میرحسینی |
|
RSS
|