تبليغاتX
بی دست نوشته ها - تا کسی تکه بدن های مرا برگردد
چون کبوتر که به آغوش هوا برگردد

آنکه از دست دعا رفت ٬ کجا برگردد

 

همدمی نیست و این زمزمه پژواک من است

که خدا خواست صدا سمت صدا برگردد

 

آسمان تیره زمین خشک ٬ خدا باران است

و کسی گفت که ایکاش خدا برگردد

 

راه ها فاصله سازند و مردی می خواست

از نفس سوزترین فاصله ها برگردد

 

نه سر آمدنش بود نه پایی٬ اما

 عشق می خواست که او بی سروپا برگردد

 

گفته ای نیست و این چاره پایانی اوست

 یا که برگردد از این عشق و یا برگردد

 

رد پا نه ٬ که در این راه قدم ریخته ام

تا کسی تکه بدن های مرا برگردد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 16:28  توسط محمدرضاسیف |